مهندسی با طعم پزشکی
 
وبلاگ دانشجویان مهندسی پزشکی 89دانشگاه شاهد
پس از تفکرات فراوان بر روی مساله ازدیاد کامنت های بیربط (!) بدین نتیجه رسیدم که یه پست از طرف مدیریت وبلاگ به عنوان پست ثابت نگاشته بشه تا تو بخش نظرات این پست به بحث های روزانمون بپردازیم!

امید است که مورد قبول درگاه احدیت واقع گردد!



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه ۲۲ فروردین۱۳۹۳ توسط مدیریت
سلام

بعد از مدت ها با یه پست علمی اومدم!

 

کتابچه الکترونیکی آموزش فارسی کار با نرم افزار Keil و میکروپروسسور های سری ARM ، به کوشش حمیدرضا فرهنگ عزیز ، که بسیار کامل و کاربردی هست رو تو ادامه مطلب براتون قرار دادم، امیدوارم استفاده کنید و لذت ببرید!


برچسب‌ها: آموزش فارسی آرم, میکروپروسسور, ARM, NXP, LPC 1768

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۲۰ اسفند۱۳۹۳ توسط مهرداد کریمی

 

**یلداتون مبارک**



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۳۰ آذر۱۳۹۳ توسط فاطمه مهرزاد


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۲ مرداد۱۳۹۳ توسط مهرداد کریمی
سلام!

غرض از مزاحمت٬ اتفاقای باحالی که از روز جشن یادتون مونده رو تو کامنتای این پست بنویسید که بمونه!

عکس باحال هم داشتید بذارید٬اگه دوس نداشتید افراد متفرقه (!) ببینن٬ خصوصی کامنت بذارید٬ تو ادامه مطلب رمزدار میذارمش.

 

                                                                                                                   با تشکر 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه ۷ تیر۱۳۹۳ توسط مهرداد کریمی


عیدی رسید که در آن امید نیست

صدها بهار هم برسد،بی تو عید نیست


تکراری و شبیه به هم،چون گذشته ها

امسال هم اگر تو نیایی جدید نیست


هربار دوره میکنم این سالنامه را

جز حسرت ظهور تو در سر رسید نیست


ما راببخش اگر دلمان در سیاهی است

یا چشممان ز اشک فراقت سپید نیست


یک روز می رسد که تو از راه می رسی

آن روز قبر مادر تو ناپدید نیست


درخانه ای که مجلس ختم رسول بود

او را زدند..آه..که گفته شهید نیست


نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۵ فروردین۱۳۹۳ توسط زهرا بهادری
باز کن پنجره ها را...
باز کن پنجره ها را،
که نسیم
روز میلاد اقاقی ها راجشن می گیرد،
و بهار،
روی هر شاخه،
کنار هر برگ،
شمع روشن کرده است.
همه ی چلچله ها برگشتند،
و طراوت را فریاد زدند.
کوچه یکپارچه آواز شده است،
و درخت گیلاس،
هدیه ی جشن اقاقی ها را،
گل به دامن کرده است
.

باز کن پنجره ها را ای دوست!

هیچ یادت هست،
که زمین را عطشی وحشی سوخت؟
برگ ها پژمردند؟
تشنگی با جگر خاک چه کرد؟ 

هیچ یادت هست،
توی تاریکی شب های بلند،
سیلی سرما با خاک چه کرد؟


هیچ یادت هست؟!

"حالیا معجزه ی باران را باور کن! "
و سخاوت را در چشم چمن زار ببین!
و محبت را در روح نسیم، 

که در این کوچه ی تنگ،
با همین دست تهی،
روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد.  

خاک، جان یافته است.
تو چرا سنگ شدی؟

تو چرا این همه دلتنگ شدی؟
باز کن پنجره ها را...و بهاران را باور کن! 
باز کن پنجره ها را...و بهاران را باور کن! 

" فریدون مشیری  "


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۵ فروردین۱۳۹۳ توسط فاطمه مهرزاد

بنام خدا

سلام به همه دوستان و همکلاسیای عزیز

چشم گذاشتیم روی هم و باز کردیم شد ترم هفتم!!!!! اونقدی نمونده تا بعضی همکلاسیا درسشون تموم بشه و ایشالا ورودی جدیدای سال 93 ارشد بشن!

یاد ترم اول و کلاس بهداشت و سس ...

یاد ترم اول و دکتر صبا ...

یاد ترم اول و سرکارخانم دکتر رادمهر ...

یاد ترم اول و ...

یاد ترم دوم و دانشکده پزشکی ...

یاد ترم دوم و دستگاه ECG ...

یاد ترم دوم و لاتیمیوس درسی ...

یاد ترم دوم و وبلاگ ...

یاد ترم دوم و فیزیک2 ...

یاد ترم دوم و ...

یاد ترم سوم و مدار1 ...

یاد ترم سوم وفیزیک پزشکی ...

یاد ترم سوم و ...

یاد ترم چهارم والک1 ...

یاد ترم ...

یاد دکتر اکرامی ...

یاد باد آن روزگاران یاد باد ...

خوب از این که بگذریم میرسیم به یک شعر بسیار زیبا که توجه شما رو به اون جلب میکنم در ادامه مطلب.

هرچند این شعر هم از توصیف مقصود قادرهJولی تا حدودی معرف هست ودر کل شعر بایسته ایستJ



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۶ آذر۱۳۹۲ توسط فرشاد ستوده نیا

روز سه شنبه 7 آبان روز سختی برای تمام استقلالی ها بود ! روزی که شماره ی 7 استقلال فرهاد مجیدی کفش های خود را برای همیشه آویخت تا از این به بعد در کنار هواداران استقلال را حمایت کند.

کاپیتان با تمام وجود دوستت داریم و امید واریم که تو را همچنان در کنار تیم ببینیم...

من خودم عاشق این شعارم :

سال 89 ....تو دربی 69....شیث رضایی ...دنبال فرهاد بدو....!!:p

نامه ی فرهاد مجیدی به هواداران :

هيچ وقت دوست نداشتم زمان خداحافظي ام را از قبل مشخص کنم. مدتي پيش، به اين تصميم رسيدم که امروز روز خداحافظي از فوتبال است.

از فردا همان جايي مي ايستم که شما مي‌ايستاديد. زير برف، يخ، باران و آفتاب سوزان. اما اين بار من بايد به شما احترام بگذارم و تشکر کنم، درست همان کاري که شما براي من انجام داديد.

 




ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۹ آبان۱۳۹۲ توسط فاطمه مهرزاد

"آدم‌ها"

وقتی برای من وجود دارند ،

که از پله‌ی خاصی از شعور بالا رفته باشند.

خوب و بدشان را با معیار معرفت می‌سنجم.

دنبال خوب نمی‌گردم.

آدم خوب یعنی آدم با شعور و آگاه...!!!

با چنین آدمی،

هم در خیابان‌های نیویورک برخورده‌ام

و هم در کوچه‌های کاشان


“سهراب سپهری”


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۶ مرداد۱۳۹۲ توسط فاطمه مهرزاد
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ